کتاب دیجیتال نگارش


گروه اول

گروه دوم

گروه سوم

گروه چهارم

تعریف جمله

جمله به مجموع چند کلمه می گویند که مفهومی داشته باشد و پیامی را از گوینده به شنونده منتقل کند.

انواع جمله

جمله خبری:به جمله ای می گویند که خبری را بیان می کند مانند:دوستم امروز به مدرسه نیامد.
جمله امری:به جمله ای می گویند که در آن دستوری یا خواهشی وجود داشته یاشد مانند:در را ببند.
جمله پرسشی:جمله ای است که پرسشی را بیان می کند مانند:ساعت چند است؟
جمله عاطفی:جمله ای است که در آن احساس شگفتی و عاطفی وجود داشته باشد مانند:چه گل زیبایی!

شعر یا نظم

برای موزون تر شدن وزیبا و آهنگین تر شدن شعر گاهی جای اجزای آن تغییر می کنند مثلا گاهی اوقات فعل به جای آخر جمله در اول جمله وجود دارد مانند:باز به گردون «رسید»ناله ی هر مرغ زار.

واژه آموزی درس دوم

به دوگروه از کلمات زیر نگاه کنید:
علم = عالم، معلوم، معلّم، تعلیم، علوم
شهد = شاهد، مشهد، شهید، شهادت
همان‌گونه که می‌بینید، تمام واژه‌های ردیف اوّل در سه حرف (ع، ل، م) و همه‌ی کلمات ردیف دوم در سه حرف (ش، ه، د) مشترک هستند. به این دسته از کلمه‌ها، که از یک ریشه و خانواده هستند، هم‌خانواده می‌گوییم. شناخت این ویژگی به تشخیص شکل کلمات در املا به ما کمک می‌کند.

هم خانواده کلمات درس دوم پنجره های شناخت



خلق: خلقت، اخلاق، خلایق، خالق، مخلوق
فکر: تفکر، افکار، فکرت، متفکر، فکور
عضو: اعضا، عضویت
احسان: حُسن، حَسَن، حسین، محسن
دقیق: دقیقه، دقایق، دقت

معنی کلمه های درس دوم

خَلق: آفریده، مردم
خُلق: خوی و منش
درنگ: مکث، توقف کردن، صبر کردن
بی درنگ: فوری، بی‌توقف
خالق: آفریننده، به وجود آورنده
نمایان: آشکار

متضاد کلمه های درس دوم

بی‌درنگ: آهسته، با تأخیر
نمایان: مخفی، ناپیدا
خالق: مخلوق
دقیق: بی‌دقت، بی‌مبالات

نهاد و فعل

جمله‌های زیر را بخوانید و به کلمه هایی که زیر آنها خط کشیده شده است، دقت کنید.
پرنده پرید.
پروانه روی گل نشست.
علی کتاب را از روی میز برداشت.
در زبان فارسی معمولاً در ابتدای جمله نهاد و در انتهای جمله فعل می‌آید.

معنی کلمات شعر سخن کلاس ششم

لطف: نرمی، ظرافت
صواب : درست، شایسته
زلال: صاف، پاک
ملال: بیزاری، غم، اندوه، ناراحتی
دُر: مروارید
اندک: کم
لاف زدن: گزافه گویی، سخن بیهوده‌ گفتن
ز: از
ارچه: اگرچه
خِشت: آجُر گِلی نپخته
دِماغ پرور: خوشبو

کلمات متضاد شعر سخن فارسی ششم

صواب ≠ نادرست
ملال ≠ خوشحالی
دِماغ‌پرور ≠ بدبو
اندک ≠ زیاد
زلال ≠ کِدِر

معنی کلمات درس سوم فارسی ششم

کمند: طناب، بند، ریسمان
مَرکَب:  اسب، سواری
می تاخت: می‌دوید، تند می‌رفت
مَلِک: پادشاه
تَرم: سوارِ پشت سر
مالامال: پُر
هلاک: نابودی، نیست شدن، فنا
بی درنگ: فوری، بدون توقف
رکاب دار: پیاده ای که همراه سوار راه می رود
افسوس: حسرت

واژه های شعر درس سوم فارسی ششم

لطفنرمی، ظرافت
صواب : درست، شایسته
زلالصاف، پاک، شفاف
ملالبیزاری، غم، اندوه، آزردگی
درمروارید
اندک: کم
لاف زدنگزافه گویی، سخن بیهوده‌ گفتن
زاز
ارچهاگرچه

هم خانواده درس سوم فارسی ششم

لطف: لطیف، لطیفه، الطاف
قصد: مقصد، قاصد، مقاصد، مقصود
هلاک: مُهلِک، هلاکت، مَهلَکه
معلوم: علم، عالم، علیم، معلم
امثال: مَثَل، مثال، مِثل

متضاد کلمات درس سوم فارسی ششم هوشیاری

مالامال ≠ خالی، تهی
بی درنگ ≠ مکث، توقف، با تأخیر
صواب ≠ نادرست
زلال ≠ کِدِر، تار و تیره
ملال ≠ انبساط
اندک ≠ زیاد، فراوان
هلاک ≠ آباد کردن

دانش زبانی درس سوم فارسی ششم

در سالهای گذشته آموختیم که کلمه‌ها در زبان فارسی، گاهی یک بخش (هجا) دارند.
مانند گل، دل، رفت، چید
گاهی کلمه‌هایی داریم که چند بخش (هجا) دارند.
رفتن – دل‌دار – گُل‌کار (۲ بخش)
رفتنی – دل‌داری – گل‌کاری (۳ بخش)
خواندنِ کلمه‌ها و جمله‌های کوتاه و یک بخشی معمولاً مشکلی ندارد؛ اما در چند بخشی‌ها، تشخیص شکل درست خواندن، دشوار است. به نمونه‌ی زیر توجه کنید:
شاه، بازی داشت.
بازی: ✅ ورزش، مسابقه  ✅ یک باز، پرنده‌ای شکاری

واژه آموزی درس چهارم فارسی ششم

یکی از نشانه‌های جمع بستن واژه ها در زبان فارسی، افزودن نشانه «ان» به پایان کلمه هاست؛ مانند:
دوست+اندوستان
دشمن+اندشمنان
ایرانی+انایرانیان
فرزند+انفرزندان

توجّه: همیشه این‌گونه نیست که به سادگی، نشانه‌ی جمع «ان» به واژه‌ها بپیوندد و بدون هیچ تغییری، کلمه‌ی جمع ساخته شود. در برخی از واژه‌ها، تغییراتی به وجود می‌آید تا شکل جمع به دست آید. به نمونه های زیر دقت کنید:

ستارهه+گانستارگان
پرندهه+گانپرندگان
واژهه+گانواژگان
بیگانهـه+گانبیگانگان

معنی کلمات درس چهارم فارسی ششم

نغمه: آواز، سرود، آهنگ
فراز و فرود: بلندی و پستی
محقق: پژوهشگر
چارپا: حیوان
تهی: خالی
دفتر: کتاب

هم خانواده درس چهارم فارسی ششم

علم: عالم، معلم، تعلیم، علیم
محقق: تحقیق، حقوق، حقیقت
اعتبار: معتبر، اعتبارات
عظمت: عظیم، معظم، تعظیم
طولانی: طول، طویل
جاری: مجری، جریان
افتخار: فخر، فاخر، مُفتَخر
تاریخ: مُورخ، مورخه، مورخین
ظاهر: مَظهر، ظاهری
خط: خُطوط، خَطّاط
شکل: اَشکال، شاکِله
کتاب: مکتوب، کُتُب، کاتِب
کلمه: کلام، مُتکلّم
درک: مَدرک، اِدراک

مبالغه

گاه، شاعران و نویسندگان برای افزودن بر تأثیر و قدرت سخن خود، رویدادها را بسیار بیشتر و بزرگ‌تر از آنچه هست، توصیف می‌کنند. به این گونه بزرگ‌نمایی در بیان حوادث «مبالغه» می‌گویند.
در درسی که خواندید، نمونه‌هایی از این بزرگ‌نمایی را می‌توان یافت:
✅ خروشید و جوشید و برکند خاک    ز سُمّش زمین شد همه چاک چاک
در این بیت، شاعر در جوش و خروش اسب مبالغه کرده است.
✅ بزد تیغ و بنداخت از بر، سرش      فرو ریخت چون رود خون از برش
در این بیت، شاعر در چگونگی جاری شدن خون اژدها مبالغه کرده است.

کنایه

به این عبارت که در درس آمده است، توجّه کنید:
✅ «از هفت خان رستم گذشته است». منظور این است که توانسته مراحل دشواری را پشت سر بگذارد و به موفقیت برسد.
✅ وقتی درباره‌ی مطلبی به طور غیرمستقیم صحبت می‌کنیم به آن «کنایه» می‌گوییم. کنایه سخنی است که دو مفهوم دور و نزدیک دارد و مقصود گوینده، معنای دور آن است.
زمانی که درباره ی شخصی می‌گوییم «درِ خانه‌ی او همیشه باز است» معنای نزدیک و آشکارِ جمله این است که «درِ خانه‌ی او همواره گشوده است و قفل و بندی ندارد»؛ اما مقصود گوینده، بیان صفت بخشش و مهمان نوازی آن شخص است؛ بنابراین، معنای دوم یا دور جمله این است که او شخص مهمان نوازی است؛ به همین سبب، می‌گوییم باز بودنِ درِخانه‌ی فلانی، کنایه از بخشندگی و مهمان نوازی اوست.
✅ به عنوان نمونه در عبارت «…… بار سوم، رخش به تنگ می‌آید….» به تنگ آمدن، کنایه از خسته شدن و به سُتوه آمدن است.

معنی کلمات درس پنجم (هفت خان رستم)

آذر گشسب :
آتش تند و تیز، نامی است در شاهنامه ی فردوسی که در اصل، اسم یکی از سه آتش مقدس بوده، اما در شاهنامه به معنای آتش جهنده و کنایه از هر چیز مورد نیایش و ستایش آمده و نیز اسم یکی از پهلوانان است.
اهریمن :
دشمن، شیطان، کسی که منش پلیدی دارد.
بنداخت :
انداخت
خان :
مرحله
پرخاش :
درشتی، ستیزه جویی
چیرگی :
پیروزی
خمّ کمند :
گره و پیچ طناب
کمند :
طناب، بند، ریسمان
کردار :
رفتار
گُرد :
شجاع، دلیر
دستگاه :
شکوه، قدرت، عظمت
دادگر :
عادل
اتحاد :
یکپارچگی، یکی شدن

دانش زبانی درس ششم فارسی ششم

به این عبارات توجه کنید:
ای وطن!
خدایا!
یارب!
برای خطاب کردن و گفتگو با کسی از نشانه‌های ندا (ای، یا، ا) استفاده می‌کنیم.
کلمه‌ای که هر یک از این نشانه‌‌ها را داشته باشد، منادا نامیده می‌شود. گاهی منادا بدون نشانه می‌آید؛ مانند وطن، جاودان باشی و سرفراز.